أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 11
قراضه طبيعيات ( فارسى )
و از رجال علمى قرن پنجم و ششم بوده است . در مقالهاى كه آقاى سعيد نفيسى در مجلهء مهر راجع به تتمهء صوان الحكمه نوشتهاند مذكور است « 1 » : « در نسخهء تتمهء صوان الحكمه متعلق بكتابخانهء آستان رضوى نسبت وى [ يعنى ابو سعد محمد بن محمد غانمى ] قاينى « 2 » آمده و از كتاب او كه « قراضة فى الطبيعيات » نام دارد دو نسخه در طهران فراهم است يكى در مجموعهاى در كتابخانهء دانشكدهء معقول و منقول ( مدرسه سپهسالار ) و ديگرى نزد آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى و چنان كه شنيدهام در آن هر دو نسخه نيز نسبت مؤلف قاينى آمده است . » ولى چنان كه در ذيل بيايد در هيچ كدام از دو نسخهء منظور چنين نسبتى مرقوم نيست « 3 » دربارهء گزارش احوال و سوانح زندگى مؤلّف قراضهء طبيعيّات مطلب مهمى از تأليف او مستفاد نمىشود جز آنكه او بدربار اميرى دانش دوست و علمپرور راه داشته و در مجلس علمى كه در حضور امير منعقد ميگشت حاضر ميشده و در بحث مسائل شركت ميكرده و مورد توجه آن امير رئيس
--> ( 1 ) - سال سوم شمارهء 12 ص 1196 . ( 2 ) - سال سوم شمارهء 12 ص 1196 . ( 3 ) - در تاريخ سلاجقهء عماد كاتب ( طبع ليدن ص 26 ) مطالبى دربارهء ابو سعد قاينى مربوط بسال 455 هجرى مذكور است لكن به نظر نمىرسد كه او از رجال علم و ادب بوده باشد . قاينى نسبت به قاين شهر معروف خراسان است و جمعى از دانشمندان بدانجا منسوبند ( رش : معجم البلدان ج 4 ص 22 ) از جمله : ابو محمد قاينى دبير ( رش : ابو الفضل بيهقى ، تاريخ ص 157 ) و حكيم على بن محمد حجازى قاينى ( رش : تتمهء صوان الحكمه چاپ مولوى محمد شفيع ص 134 و حاشيهء آن نقل از تاريخ بيهق ، نيز رش : همين كتاب چاپ محمد كرد على ، ذيل همان نام ) و ابو محمد عدلى قاينى ( رش : تتمهء ، صوان الحكمه ص 81 ) و حكيم عبد الواحد قاينى ( تتمهء صوان الحكمه ص 165 ) و ابو منصور محمد بن دوست قاينى ( رش : حكيم ناصر سفرنامه ص 142 ) .